تبليغاتX
وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب
وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب
گزیده ای از مطالب مشق آفتاب در حوزهای فرهنگی اجتماعی ورزشی و گردشگری
درباره وبلاگ
مدیر مسئول: دکتر امیر رضا خادم
سردبیر: مینا اکبری
دبیر اجرایی: مجید کریمی
دبیر هماهنگی تحریریه: علی اناری



تحریریه:
مجله خبری: خسرو نقیبی، محبوبه افتخاری
ادب هنر: سمیه قاضی زاده، حسین ذوقی، حافظ روحانی، تینا امرالهی، نگار مفید، نازنین متین نیا
جامعه و گردشگری: مسعود میر، میثم قاسمی، بنیامین صدر، احسان محرابی، ایمان مهدی زاده، ابوذر منصوری، امید ایرانمهر
ورزش: مهدی امیرپور، پویان امیری، محمود مولایی، مرتضی رضایی
بخش آخر: امیر جدیدی، علی رنجی پور، آمیتیس امیرشاهی

عکس: حجت سپهوند

مدیر هنری: محمد رضا ساختمانگر

حروف نگار: نفیسه ناصرنیا

امور اداری: زهره دیدگاه

امور مشترکین: مهرداد یوسف شاهی

نشانی: بلوار کشاورز، روبروی بیمارستان ساسان
پلاک 108، طبقه هفتم

تلفن: 18- 88991214



منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
آرشيو مطالب
امكانات

              شماره ویژه نوروز ۸۸ نشریه مشق آفتاب منتشر شد

این شماره پردردسر، پرورق، پرعکس، پرمطلب، پرکیفیت، پریادداشت، پرمقاله، پرداستان، پرگزارش، پربار، پرامید و هر چه فکر می‌کنید پرش خوب است از دیروز روی پیشخوان پر از مجله دکه‌ها آمد.روی جلدش آنطور که می‌خواستم نشد. اما از مجموعه مطالب داخلش راضی ام. اگرچه مشک آن است که خود ببوید، به خصوص در شب عید.

مطالبی از هر بخش را بدون ترتیب اولویت از مجموعه 160 صفحه‌ای مشق‌آفتاب پیشنهاد می‌کنم.

 

بخش سیاست و جامعه

1- یادداشت‌های آخر سال: تغییر تقدیر ماست: مینا اکبری: ... در سالي كه یک گالري به خاطر عكس‌هاي يك عكاس پلمپ شد، رونق در هنرهاي تجسمي همه شگف‌زده كرد. در سالي كه نام بردن از يك بازيگر قديمي يك برنامه زنده تلويزوني را به چالش كشيد، سريال‌سازي در تلويزيون گامي به جلو برداشت. در سالي كه سفر گلشيفته فراهاني به آمريكا مغضوب شدنش را به دنبال داشت، بلوغ بازيگري در سينماي ايران در چند فيلم رقم خورد. در سالي كه تهيمنه ميلاني فيلم معناگرا ساخت، بهرام بيضائي بالاخره فيلم در فيلمي از خود به ما نشان داد. در سالي كه يك رمان ايراني به چاپ بيستم نزديك شد، مجله‌اي به خاطر چاپ برخي از قسمت‌هاي همان رمان توقيف شد. در سالي كه موسيقي زير زميني ممنوع بود، تعداد كنسرت‌ها افزايش خوبي داشت. در سالي كه شمايل هيچ  سازي روي آنتن شبكه‌هاي تلويزوني نرفت، محسن چاووشي مجوز گرفت و محسن نامجو از ايران رفت. در سالي كه هفته‌نامه‌اي رنگي در ابعاد گسترده‌اي توان روزنامه‌نگاران ايراني را به نمايش گذاشت، پخش برنامه‌هاي تلويزوني بي‌بي سي فارسي هم آغاز شد. در سالی...

2- بهاریه‌هایی از: محمدعلی ابطحی، اسدالله بادامچیان، حمیدرضا ترقی، حسین مرعشی، فاطمه راکعی، زهرا اشراقی، مسعود کیمیایی، مهتاب کرامتی، رضاکیانیان، علیرضا عصار، لیلا ابراهیمی، افشین قطبی و حسین رضازاده

3- همه رقیبان احمدی‌نژاد: میثم قاسمی: ... در گرماگرم مبارزات انتخاباتي دور نهم رياست جمهوري، طرفداران اكبر هاشمي‌رفسنجاني كه روزنامه‌هاي بسياري را به اجاره خود درآورده بودند، اصلي‌ترين رقيب را محمدباقر قاليباف مي‌ديدند. همان روزها، مصطفي معين رقيب اول خود را تحريمي‌ها معرفي كرد. مهدي كروبي با شعار پنجاه هزار تومانش يكه‌تازي مي‌كرد و محمدباقر قاليباف دلخوش به حمايت‌هاي نانوشته، خود را در لباس رياست جمهوري مي‌ديد. محسن مهرعلي‌زاده در فكر جذب آراي آذربايجاني‌ها بود. محسن رضايي پيش از انصراف غيرمنتظره‌اش، به هم‌رزمان دوران دفاع مقدس مي‌انديشيد و علي لاريجاني غافل از كارنامه دوران رياستش بر صدا وسيما، گمان مي‌كرد شعار «هواي تازه» كار خواهد افتاد. نشريات خرد و بزرگ، پرتيراژ كم خواننده، هركدام به راهي رفتند و با ستادي قرارداد امضا كردند. معروف‌ترين روزنامه اصلاح‌طلب آن روزها كه بعدها به تيغ توقيف گرفتار آمد، تيتر يك‌اش را به كروبي فروخت، آگهي قالیباف را در صفحه اول چاپ كرد، تحريريه‌اش براي هاشمي تبليغات كرد و به معين راي داد تا از دل همه اين تشدت‌ها و اختلافات، نامي بيرون آيد كه همگان كم‌ترين شانس را به او مي‌دادند. محمود احمدي‌نژاد...

4- دو گفت‌و‌گوی مفصل امید ایران‌مهر با محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه و مصطفی تاج‌زاته درباره اصولگرایان و اصلاح‌طلبان و انتخابات 88

حبیبی: برخی دوم خردادی‌ها منافقانه رفتار می‌کنند... تاج‌زاده: خاتمی نه قهرمان است نه تدارکاتچی...

 

بخش ادب و هنر

1-  گفت‌و‌گوبا مهران مدیری کارگردان و بازیگری که از مصاحبه گریزان است به همراه گزارش پیشت صحنه و یادداشت خواندنی امید روحانی

هلیا قاضی‌میرسعید: می‌گوید به هزار و یک دلیل مصاحبه نمی‌کند اما حتی یکی از آن دلایل را هم توضیح نمی‌دهد. این را با آرامش خاصی که در چهره و صدایش وجود دارد، می‌گوید. مصاحبه با کسی که چندان علاقه‌ای به این کار ندارد، چندان ساده نیست و این زمانی بیشتر برایت روشن می‌شود که سوالات را خیلی کوتاه و بی حوصله پاسخ می‌دهد و بلافاصله می‌پرسد:« تمام شد؟ » اما همين كه سئوال به سئوال و جواب به جواب، جلو آمديم، بازي اعتماد گرم شد. صمیمی‌تر شديم. پاسخ ها مفصل‌تر شد و گفت‌و‌گو جان گرفت. گفت‌وگو اولين راه رسيدن به جايي است كه راه حل مي‌ناميم‌اش. او صراحت و استقلال شايسته‌اي را به نمايش گذاشت مهران مدیری بهانه خوبي براي رسیدن به این سئوال است که چگونه می‌توان مخاطب را راضی نگه داشت و به ورطه سطحی‌نگری هم نیافتاد...

امید روحانی: کار بسیار دشواری است. این که مردمی چنین گونه گون، با چنین تنوع فرهنگ شگفت انگیزی، خسته از هزاران مشکل ریز و درشت، دلزده، اندکی عبوس، پر از پرسش‌های بی‌پاسخ را تشویق کنی، که بخندند ...

2- چند گفت‌وگوی خواندنی با:

محمد احصایی: اتفاق خوبی که در خانه همسایه افتاد. مریم زندی: با تقویم‌هایم عکاسی را به خانه‌ها آوردم. حامد بهداد: بیش از آن چه فکر کنید خودشیفته‌ام. فرهاد جعفری: ادای دین به جاروبرقی منزل...

3- همه چیز از دل هیچ: ترین‌های سینما، تلویزیون، تئاتر، موسیقی، کتاب، تجسمی

4- هیجان تماشای دوباره مردگان: درباره شان‌پن، شکست فینچر و شب جیم سازان ...

 

بخش ورزش

گفت‌وگو با علی دایی در سالگرد سرمربی‌گری تیم ملی: مهدی امیرپور: گفت و گو با دايي، پس از ده روز انتظار در فروشگاه يوسف آباد آغاز شد. او پيش از آن به اردبيل رفته بود تا براي 28 صفر نذرش را ادا كند و پس از آن به قدري، سرش شلوغ شد كه روز به روز قرارمان عقب افتاد تا اين‌كه رسيد به عصر دوشنبه. گفت‌وگو در وضعي دنبال شد كه او روي ميزي در گوشه فروشگاه نشسته بود و هر مشتري كه به مغازه مي‌آمد، درخواستي براي عكس يادگاري داشت. درخواست‌هايي كه همه با جواب مثبت او همراه مي‌شد. دايي با اين‌كه روزهاي پر استرسي را مي‌گذارند اما آرام‌تر از آن‌چه كه بشود تصور کرد حرف مي‌زد. به هر حال اين از تغييراتي است كه او در يك سال گذشته داشته...

 

بخش آخر

درد دل شهرام شکیبا با آخرین پیامبر: ... بيش از هزار و چهار صد سال گذشته. او تا ابدالدهر ارجمند است و بزرگ‌ترين. هنوز درنيافتند او را. حالا امت او هستند، اما بسياري‌شان شباهتي به او ندارند. هر چه بيشتر خود را به او منتسب مي‌دانند، كم‌تر شبيه اويند. مردان دژم چهره‌اي خود را به او منتسب مي‌كنند كه ديدارشان ميسور نيست. مرداني بر مركب‌هاي آهنين با شيشه‌هاي سياه و انبوه سلاح به دستان در اطراف‌شان با «دور باش» و «كور باش»...

8 داستان از:  فرشته مولوی با ترجمه مژده دقیقی، سید علی میرفتاح، علیرضا محمودی،حسین یعقوبی، شهرام شکیبا، سروش صحت، امیر صدری و فرزانه ابراهیم‌زاده

گفت‌وگو با محمدباقر قالیباف: سید محمد حسین هاشمی: ... این که گفته‌ام آینده تهران روشن است، یک شعار تبلیغاتی از نوع شعارهای فراوانی که در کشور ما بارها تکرار می‌شود، نیست. یک قول یا ادعا هنگامی به شعار در معنای منفی آن تبدیل می‌شود که بدون اتکا به سنجشی عقلانی و مدبرانه از فرصت‌ها و محدودیت‌ها بیان شود...

راهنما: پیشنهادهایی برای عید: چه فیلم‌هایی که می‌آیند، مجموعه‌های نوروزی امسال، نوروز خوانی به پیشنهاد فرهاد جعفری، سیامک گلشیری، مهسا محبعلی و مریم مهتدی، کجا خرید کنیم، چی بخریم. 10 پیشنهاد متفاوت و متنوع برای سفر.

 


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

سال تازه، اميدها و نگراني‌هاي تازه

سلام

1. در آستانه شروع سال جدید، دومین سال انتشار هفته‌نامه تحلیلی، خبری «مشق آفتاب» نیزآغاز می‌شود.

البته طور دیگری هم می‌توان عنوان کرد.

درآستانه پایان سال 87، مجله «مشق آفتاب» هم یک ساله شد.

هفته‌نامه‌ای که به دوعلت مشخص، هر دوهفته یک بارمنتشرشد.

دلیل دوم که به منظور اداء احترام به ساحت «قلم» و البته مصون ماندن از اتهام احتمالی غلبه نگاه غیرفرهنگی در یک کار فرهنگی توفیقی اجباری برای طرح آن در ابتداء راه باعث شده، تمرکز، تاکید و حساسیت موسسین موسسه فرهنگی، هنری و ورزشی «نسل آفتاب» (حامی و سیاست‌گذار اصلی فعالیت‌های مختلف موسسه از جمله این نشریه) بر انتشار مکتوباتی فاخر و وزین، درعین حال خواندنی و جذاب، همسو با رسالت ملی و مذهبی ایرانیان و درجهت توسعه همه جانبه کشور بوده است. مانيفست يا همان اعتقاد و باور حاكم برتشكل مردمي «نسل آفتاب» بر اين اصل استوار است كه در فضای فرهنگی و اجتماعی کشور همسويي با «توسعه ملی» را بايد از طريق ابراز ارادت و حمایت از هر آن کس که در مسیر رشد و اعتلای نام «ایران» و در چارچوب قانون اساسی «جمهوری اسلامی ایران» در تکاپوست، معنا نمود؛ حتی اگر اين چنين فرد يا افراد يا گروه‌هايي برای نیل به مقصود، نظراتی متفاوت با عملکرد مجریان داشته و برای رساندن پیام خود اعتراض می‌کنند و گاه با انتقادات منطقی و حتی غیرمنطقی قصد ادای دین به میهن و دین را در سر مي‌پرورانند. متصوریم با تثبیت چنین نگرشی در ميان تصميم‌گيران و تصميم‌سازان خرد و كلان در كشور می‌توان شاهد عمق بیشتر و وسعت افزون‌تر دایره «خودی‌ها» به اندازه همه ایرانیان دیندار و میهن‌پرستی بود که ممکن است در هر گوشه از دنیا سکنا گزیده باشند. نشريه «مشق آفتاب» به تاسی از این تفکر، ازهمان آغاز، در شورای سیاست‌گذاری و همچنین تحریریه کوچک اما پر کار خویش، بیشترین هم و غم خود را معطوف به برنامه‌ریزی برای نیل به مختصاتی منطقی و تا حد امکان متفاوت با برخی رفتارهای مغایر با هنجارهای مورد قبول فرهنگ ایرانی؛ اسلامی نمود. حساسیت فوق در کنار توجه بر انتشار مکتوبه‌ای که بتواند در عین حال جذابیت و توان برقراری ارتباط موثر و مطلوب را با مخاطب داشته باشد، مولفه‌های اصلی بانیان نشریه در فضای غیرشفاف و لغزنده مطبوعات بود. ما می‌خواستیم زرد نباشیم، خطی و جهت‌دار رفتار نکنیم ولی صریح  بگوییم و صادق باشیم. تلاش خود را مصروف به حمایت از هر آن کس که دلش برای ایران می‌تپد و به همین خاطر در دایره وسیع «خودی»ها قرارمی‌گیرد، نماییم؛ هرچند علیرغم تمام این قید‌ها باز هم شاهد برخوردهای غیرمنصفانه‌ای بودیم که در برابر معرفی و طرح فنی و موضوعی چهره‌های موثر فضای هنری و فرهنگی، جبهه گرفتند و آن را با تعابیر گوناگون تفسیر نمودند...

ادامه این مطلب را می توانید اینجا بخوانید.


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

فضای سیاسی ما از شعارزدگی و قیل و قال رنج می‌برد

سيد محمد حسين هاشمي: اين نهايت بي‌انصافي است كه در تهران زندگي كنيم و بر اين موضوع صحه نگذاريم كه در سه سال اخير،‌ پايتخت، شاهد تحولات بي‌شماري بوده است. تمام آن‌چه امروز در تهران، نشان از رشد و بالندگي اين شهر دارد، ‌همگي بر اين ادعا صحه مي‌گذارد كه محمد باقر قاليباف يكي از پركارترين و هوشمندترين شهرداران تاريخ ايران بوده است. افتتاح چندين و چند پروژه كه بعضي از آنها در حوزه ملي و فراملي مي‌درخشند همگي نشان از آن دارند كه تهران امروز،‌ راه سخت توسعه يافتگي را با سرعت مي‌پيمايد و اين موضوع بي‌شك در زمان قاليباف سرعت بيشتري به خود گرفته است. از بهره‌برداري برج ميلاد و افتتاح پرديس سينمايي پارك ملت گرفته تا افتتاح ايستگاه‌هاي جديد مترو و توسعه خطوط اتوبوس‌راني پرسرعت، از سرعت در ساخت تونل توحيد گرفته تا پروژه‌هاي ريز و درشت ديگري كه اكنون در سطح شهر خودنمايي مي‌كنند،‌ همگي كارنامه مديريت شهري در زمان محمدباقر قاليباف را كارنامه‌اي درخشان كرده‌اند كه بي‌شك بايد براي تمام ادوار آينده الگو باشد. در شرايطي كه مديريت شهري پايان سال پركاري را براي عمل به تعهدات خود دارد و در روزگاراني كه قاليباف روزي نيست كه به يكي از پروژه‌هاي سطح شهر سركشي و چندين پروژه ديگر را هم افتتاح نكند،‌ خودمان هم مي‌دانستيم كه مصاحبه با او به عنوان يكي از فعال‌ترين مديران ايران كار چندان آساني نيست. اما واقعيت اين است كه حيف‌مان آمد مجموعه مطالبي از تهران 1404 را جمع آوري كنيم و با كسي كه تهران را براي رسيدن به آرمان‌هاي چشم‌انداز توسعه آماده مي‌كند گفت‌وگويي نداشته باشيم. اويي كه سابقه مديريتش در ارگان‌هاي مختلف نشان داده كه «مي‌شود و مي‌توانيم» نه در شعار كه در عمل اجرايي است.  

شما در جايي گفتيد كه آينده تهران روشن است. اين موضوع با چه شرايطي محقق مي‌شود و چه زيرساخت‌هايي براي رسيدن به تهراني بهتر نياز است؟

اين‌كه گفته‌ام آينده تهران روشن است، يك شعار تبليغاتي از نوع شعارهاي فراواني كه در كشور ما بارها تكرار مي‌شود نيست. يك قول يا ادعا هنگامي به شعار در معناي منفي آن تبديل مي‌شود كه بدون اتكا به سنجشي عقلاني و مدبرانه از فرصت‌ها و محدوديت‌ها بيان شود. وقتي فرد، گروه يا سازماني، محيط اقدام خود را بشناسند، از عمق معضلات آن آگاه باشد، فرصت‌ها و پتانسيل‌هاي در دسترس را سنجيده باشد و بتواند از اين فرصت‌ها به نحو مطلوب و بهينه استفاده كند، راه تحقق برنامه‌ها و پيمودن راه‌هايي كه به نظر دشوار مي‌رسند، سخت نيست. با توجه به اين شرايط، تهران كلان‌شهري پيچيده با مشكلاتي بزرگ است. اكنون مجموعه مديريت شهري،‌ تمام مشكلات را مي‌داند، اما مهم اين است كه در كنار مشكلات، فرصت‌ها را دست‌كم نگيريم. مهم مديريتي است كه بتواند فرصت‌ها را به سوي اهداف بزرگ سوق دهد و فعاليت‌هاي بزرگ را اجرايي كند. در اين شرايط، به نظر من،  مجموعه مديريتي كه در شهر تهران وجود دارد توانسته از پتانسيل‌ها به خوبي استفاده كند و كارهايي انجام دهد كه تحقق آنها دشوار به نظر مي‌رسيد. اكنون مي‌توان گفت كه بعد از چندين دهه، مديريت شهري موفق شده تا بر مشكلات شهر احاطه كامل پيدا كند، بي‌سازمان‌ها را مهار، از فرصت‌ها استفاده و مردم را به جريان امور خودشان وارد كند. نتيجه كار وقوع تحولاتي بزرك در حوزه خدمت‌رساني و انجام تحولات زيربنايي است كه با گذشت زمان و تداوم آنها تهران را به سوي افق‌هاي نوين سوق خواهد داد.

در سالي كه گذشت، شهرداري تهران فعاليت‌هاي فراواني را در حوزه‌هاي مختلف از جمله عمراني و فرهنگي داشت. پروژه‌هايي مانند پرديس سينمايي ملت و برج ميلاد كه افتتاح شد و پروژه‌هايي مانند تونل صدر نيايش و توحيد كه هم اكنون در حال انجام است. اين پروژه‌ها را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

اقدامات و حوزه‌هاي فعاليتي شهرداري تهران را بايد در چند حوزه ديد. حوزه‌هاي خدماتي، حوزه‌هاي عمراني و شهرسازي، حوزه حمل و نقل و حوزه فرهنگي و اجتماعي. اين‌ها بر خلاف تصوري كه متاسفانه در كشور وجود دارد جزاير جدا از هم نيستند. مواردي كه در مورد فعاليت‌هاي زيربنايي عمراني عنوان كرديد، در جاي خود اقدامات بزرگي هستند. پروژه‌هايي كه براي سال‌ها بر زمين مانده بودند و تنها مايه اتلاف پول مردم مي‌شدند. در اين شرايط خوشبختانه با همتي عالي در شهرداري و با يك برنامه‌ريزي دقيق اين پروژه‌ها به بهره‌دهي رسيدند و مردم از نتايج آن بهره‌مند شدند. ولي نكته‌اي كه مي‌خواهم عنوان كنم آن است كه اشتباه است كه اين دسته اقدامات را از ساير اقدامات جدا كنيم. در كنار فعاليت‌هاي بزرگي مانند اتمام برج ميلاد، افتتاح تونل رسالت يا افتتاح مجتمع سينمايي ملت، كارهاي بزرگي در حوزه حمل و نقل و دگرگوني‌هاي قابل‌توجهي در حوزه خدماتي اتفاق افتاده است. در اين بين شهرداري براي نخستين بار، پا را از دايره محدود وظايف خدماتي و عمراني فراتر گذاشت و با نگاهي اصولي وارد حوزه‌هاي مغفول مانده اجتماعي و فرهنگي هم شد. چرا كه باورمان اين بود كه علاوه بر عمران، خدمات و حمل و نقل، شهر متشكل از انسان‌هاست و انسان با تعاملات، سرمايه‌هاي معنوي و فرهنگي معنا دارند. همه اين‌ها تحولاتي بزرگ هستند و وقتي معنادار مي‌شوند كه در كنار هم ديده شوند. به اين ترتيب بايد اين‌طور گفت كه وقوع اين تحولات بر بستر تلاش‌هايي در سازمان و ساختار شهرداري و منابع مالي ممكن شده كه در آن نگاه ما به تهران،‌ نگاهي بر پايه فراخواني مردم و نخبگان براي ياري رساندن به مديران در امر مديريت صورت گرفته است.

...


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

امپراطوری مهران مدیری

هلیا قاضی میرسعید: می‌گوید به هزار و یک دلیل مصاحبه نمی‌کند اما حتی یکی از آن دلایل را هم توضیح نمی‌دهد. این را با آرامش خاصی که در چهره و صدایش وجود دارد، می‌گوید. مصاحبه با کسی که چندان علاقه‌ای به این کار ندارد، چندان ساده نیست و این زمانی بیشتر برایت روشن می‌شود که سوالات را خیلی کوتاه و بی حوصله پاسخ می‌دهد و بلافاصله می‌پرسد:« تمام شد؟ » اما همين كه سئوال به سئوال و جواب به جواب، جلو آمديم، بازي اعتماد گرم شد. صمیمی‌تر شديم. پاسخ ها مفصل‌تر شد و گفت‌و‌گو جان گرفت. گفت‌وگو اولين راه رسيدن به جايي است كه راه حل مي‌ناميم‌اش. او صراحت و استقلال شايسته‌اي را به نمايش گذاشت مهران مدیری بهانه خوبي براي رسیدن به این سئوال است که چگونه می‌توان مخاطب را راضی نگه داشت و به سطحی‌نگری هم نرسید. گروهی که مدیری در مقام کارگردان آنها را هدایت می کند، یکدست و هماهنگ است و اعضا هر یک به نوبه خود در تلاشند تا وظیفه خود را به خوبی ایفا کرده و در تعامل با یگدیگر، به پیشرفت کار کمک کنند. این انسجام در امپراطوری مدیری به گفته بسیاری از همکارانش، تنها به خاطر شخصیت، منش و روشی است که او در کار، پیش گرفته است. راه و رسمی که همکاری با او را خاطره انگیز می‌کند. پس از پایان یک روز کاری فرصتی دست می‌دهد تا با او گفت و گو کنیم. به صندلی تکیه می‌زند، مصاحبه شروع می‌شود.

امسال نسبت به سال های گذشته حضور کمرنگی در تلویزیون داشتید.

بله. امسال درگیر کارهای دیگری بودم . علاوه براین فکر کردم کمتر حضور داشته باشم تا بتوانم بهتر ظاهر شوم و مردم هم برای دیدن کار اشتیاق بیشتری داشته باشند.

پس به این ترتیب دیگر قصد ساخت سریال های 90 قسمتی را ندارید؟

نه. فکر نمی کنم. مگر اینکه یک طرح خیلی ویژه و با یک ساختار ویژه داشته باشیم.

این "خیلی ویژه" شامل چه مواردی می شود؟

در حال حاضر نمی توانم توضیح دقیقی بدهم. این ویژگی به موارد زیادی بستگی دارد. شاید این ویژگی در قصه یا تازگی آن باشد و یا در ساختار که در برنامه های 90 شبی به علت سرعت بالای کار نمی توان خیلی به آن پرداخت.

چطور شد تصمیم گرفتید قسمت دوم «مرد هزار چهره» را بسازید؟

ساخت دنبا له «مرد هزار چهره» دو علت داشت. یکی اینکه به نظرم کار خوبی بود، مخاطب زیادی داشت و از کار استقبال خوبی شد و به این نتیجه رسیدیم که مجموعه قابلیت آنرا دارد که ادامه پیدا کند و موقعیت های جدیدی برای ادامه آن پیش بینی شود. علت دیگر این بود که سازمان هم علاقه داشت ادامه این سریال ساخته شود. اما دیگر قسمت سومی در کار نیست و فکر می کنم بیش از این نمی توانیم آنرا ادامه بدهیم.

معمولا قسمت دوم کارها خیلی خوب از آب درنمی آید. آیا این کار از ویژگی خاصی برخوردار است؟

در «مرد دو هزار چهره» اتفاق خیلی عجیب و غریبی نیفتاده است. این مجموعه در ادامه «مرد هزار چهره» است. شاید قسمت اول آن از بعضی جهات بهتر باشد. این مجموعه در همان شکل است، با این تفاوت که شخصیت اصلی داستان در موقعیت های جدیدی گرفتار می شود و فقط سعی کردیم کار در مقایسه با سال گذشته کمدی تر باشد، هم به لحاظ بازی من و هم به لحاظ موقعیت هایی که پیش می آید. کار در مرحله تولید است و مونتاژ نشده به همین دلیل هنوز نمی دانم نتیجه کار چطور خواهد شد. امیدوارم اگر بهتر از پارسال نیست، کمتر از آن هم نباشد.

...


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

آرام‌تر شدم!

مهدی امیرپور: گفت و گو با دايي، پس از ده روز انتظار در فروشگاه يوسف آباد آغاز شد. او پيش از آن به اردبيل رفته بود تا براي 28 صفر نذرش را ادا كند و پس از آن به قدري، سرش شلوغ شد كه روز به روز قرارمان عقب افتاد تا اين‌كه رسيد به عصر دوشنبه. گفت‌وگو در وضعي دنبال شد كه او روي ميزي در گوشه فروشگاه نشسته بود و هر مشتري كه به مغازه مي‌آمد، درخواستي براي عكس يادگاري داشت. درخواست‌هايي كه همه با جواب مثبت او همراه مي‌شد. دايي با اين‌كه روزهاي پر استرسي را مي‌گذارند اما آرام‌تر از آن‌چه كه بشود تصور کرد حرف مي‌زد. به هر حال اين از تغييراتي است كه او در يك سال گذشته داشته.

الان كه با شما حرف مي‌زنم در فروشگاه‌تان در يوسف آباد هستيد. پيش از اين در فدراسيون فوتبال بوديد. يك ساعت ديگر هم بايد در خانه كشتي باشيد. زندگي پرفشاري داريد. وقت كم نمي‌آوريد؟

متاسفانه كار زياد دارم و بايد به تمام كارهايم برسم. غير از مشغله‌هاي كاري، دوستان و آشنايان هم از آدم انتظار دارند. مجبور هستم كار آنها را هم انجام بدهم. اگر انجام ندهم ناراحت مي‌شوند. توقع دارند ديگر. من دوستان خوبي دارم كه هميشه به من كمك كردند، من هم بعضي وقت‌ها بخشي از اين محبت‌ها را جبران مي‌كنم.

البته غير از شغل‌تان و كارهايي كه رفاقتي انجام مي‌دهيد، شما يك مسئوليت ديگر هم روي دوش‌تان است. تيم‌ملي. هر چند كه ما مي‌شنويم مي‌رويد اردبيل خرج بدهيد و نذر داريد.

يك مقداري وقتم را مي‌گيرد اما جوري برنامه‌ريزي كردم كه به تمام كارهايم برسم. البته كارهاي جانبي هم وجود دارد. براي همين هم كم‌تر وقت مي‌كنم گفت‌وگو داشته باشم.

در يك سال گذشته تا جايي که به ياد مي‌آورم با جايي گفت‌وگو نداشتيد. اين عادت را به وجود آورديد كه هر كسي از شما سوالي دارد، در كنفرانس‌هاي مطبوعاتي آن را بپرسد. در دوراني هم كه سرمربي سايپا بوديد كنفرانس‌هاي هفتگي داشتيد.

اين‌جوري راحت‌ترم. البته هر كسي به كنفرانس‌هايم آمده، ديده كه به تمام سوالات جواب مي‌دهم و با گفت‌و‌گوهاي ديگر فرقی نمی‌کند.

در چند سال گذشته شماره ده تيم‌ملي بوديد. كاپيتان تيم‌ملي به حساب مي‌آمديد. بهترين گلزن بوديد. اما الان ديگر شما سرمربي تيم‌ملي هستيد. شما وقتي پيراهن تيم‌ملي مي‌پوشيديد مسئوليت سنگين‌تري داشتيد يا حالا كه روي نيمكت سرمربي‌گري تيم‌ملي مي‌نشينيد؟

من تا وقتي كه فوتباليست بودم تصور مي‌كردم آدم وقتي فوتبال بازي مي‌كند بايد وقت بيشتري را نسبت به ديگران كنار بگذارد. اما حالا كه سرمربي شدم خيلي‌خيلي بيشتر وقت مي‌گذارم براي فوتبال. در سايپا هم که بودم وقت زيادي براي تيم مي‌گذاشتم. اما سايپا فقط يك تيم باشگاهي بود. الان من سرمربي تيم‌ملي هستم و بايد تمام مسابقات ليگ برتر را تماشا كنم. هر هفته من غير از مسابقاتي كه پخش مستقيم هستند، سي‌دي چهار پنج تا از مسابقات ديگر را هم مي‌گيرم و تماشا مي‌كنم. غير از اين بايد در جريان اخبار فوتباليست‌هاي خارج از ايران هم باشم. بايد براي تيم‌ملي هم برنامه‌ريزي كنم. فيلم مسابقات رقيبان را تماشا كنم. واقعا كار سختيه. من تصور مي‌كردم كه اگر سرمربي تيم‌ملي بشوم، وقتم آزادتر مي‌شود. اما برعكس الان خيلي بيشتر وقتم را براي فوتبال مي‌گذارم.

...


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

خاتمی؛ نه قهرمان است، نه تدارکاتچی

امید ایران‌مهر: گفت‌وگو با مصطفی تاج‌زاده در دفتر جبهه مشارکت در خیابان سمیه تهران انجام شد. گپ زدن با تنها عضو مشترک کادر رهبری جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درباره برگزاری انتخابات در ایران نکات شنیدنی و خاطرات جالبی به همراه دارد چراکه تاج زاده به واسطه حضور در سمت معاونت سیاسی وزارت کشور در دوران وزارت عبدا... نوری، چندباری ریاست ستاد انتخابات کشور را عهده‌دار بوده است و بهتر از هر فعال سیاسی می‌تواند شرایط کشور و نحوه برگزاری انتخابات در ایران را مورد واکاوی قرار دهد. وی در بیان مسائل مربوط به انتخابات و انتقاداتی که به عملکرد 4 ساله دولت نهم و شخص احمدی‌نژاد دارد صریح اللهجه است و در دفاع از خاتمی کم نمی‌گذارد چراکه معتقد است آقای خاتمی علی رغم بحران‌هایی که هر 9 روز یکبار برایش ایجاد شده است، در مقایسه با آقای احمدی‌نژاد عملکرد به مراتب موفق‌تری حتی در زمینه اقتصاد داشته است، حوزه‌ای که به گفته وی خاتمی کمترین شعار را درباره آن داده بود. مسئول برگزاری انتخابات در دولت اول محمد خاتمی اگرچه احتمال جابه‌جایی در آراء را منتفی نمی‌داند اما به نکاتی اشاره می‌کند که به عقیده وی می‌تواند آمار تخلفات را به صفر نزدیک کند و از جمله به سازوکاری اشاره می‌کند که قرار است اصلاح‌طلبان از طریق ان و با به دست آوردن نمونه‌هایی، با یکی دو درصد ضریب خطا معین کنند که نتیجه انتخابات چه خواهد بود. او اما در رأس این موارد معتقد است در نهایت بزرگترین مانع تخلفات انتخاباتی چیزی نخواهد بود جز هشیاری و حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رأی.

اصلاح‌طلبان از مدت‌ها قبل که بحث حضور چهره‌های تاثیرگذارشان در انتخابات مطرح شده است، بارها با انتقاد از وضع موجود کشور از مشکلات رییس‌جمهور بعدی سخن گفته‌اند. بارها شنیده‌ایم از این که رییس دولت دهم همواره در سایه شرایط بدی خواهد بود که حاصل عملکرد پیشینیان و به‌ ویژه دولت نهم است. با این اوصاف انگیزه اصلاح‌طلبان برای ورود به چنین عرصه‌یی چیست و آنان چرا می‌خواهند به قول خودشان «میراث دار» عملکرد غلط دیگران شوند؟

دقیقا به دلیل همین که وضع خیلی خراب است. اگر شرایط خوب بود که دیگر نیازی به اصلاحات نبود. اگر هم صحبتی بود دراین‌باره بود که «کدام» نامزد اصلاح طلب بیاید که هم بتواند اعتماد و رای مردم را جلب کند و هم بتواند با تنش کمتری امور را پیش ببرد. بنابراین آقای خاتمی تلاش بسیاری کردند که حداکثر تا دهه فجر آقای مهندس موسوی نامزدی خود را قطعی کند، تا ایشان از این تعهد که کشور نیاز دارد به اینکه شما وارد صحنه شوید، فراغت خاطر پیداکند و بگوید آقای موسوی نامزد شده و من هم حمایتش می‌کنم تا بتوانم از بیرون قدرت برای جامعه بیشتر منشأ اثر باشم. نکته دیگر این است که هر زمانی که شرایط کشور بد می‌شود، هم حکومت و هم جامعه به فکر اصلاح‌طلبان می‌افتند. این موضوعی است که گویا روی پیشانی ما نوشته شده است. فرض کنید اگر امروز قیمت نفت بشکه‌ای 150 دلار بود، تحریم جهانی هم نداشتیم، کشور هم خوب اداره می‌شد، اکثریت هم راضی بودند و واقعا نفت بر سر سفره‌ها آمده بود، مسلما در این شرایط دیگر جایی برای اصلاحات نبود.

شما معتقدید که چون شرایط خوب نیست، مردم خواهان ورود اصلاح‌طلبان به عرصه هستند. سوال همین جاست. چرا به خاطر عملکرد دولت آقای احمدی‌نژاد مردم لزوما باید به سراغ اصلاح‌طلبان و به طور خاص آقای خاتمی بیایند؟ مگر جز اصلاح‌طلبان و آقای احمدی‌نژاد نیروی سیاسی دیگری در کشور وجود ندارد؟ مثلا طیفی از اصولگرایان...

 من از طیف اصولگرا چهره شاخصی نمیشناسم که در حال حاضر مسئولیت جدی در حکومت نداشته باشد. ممکن است در قوه مجریه نباشد اما بالاخره یا در مجلس هستند، یا در قوه قضاییه، یا در صداوسیما، شهرداری و نهادهای دیگر و این طیف کشور را به اینجا رسانده‌اند. البته اگر به‌جای حسن، حسین رییس جمهور بود، شاید در عملکرد فردی نیروها تغییراتی می‌دیدیم؛ کمااینکه مثلا در مجلس هفتم رییس آقای حداد بود و در مجلس هشتم آقای لاریجانی به ریاست رسید. پس تفاوت‌های جزئی وجود داشت اما در مجموع هر دو مجلس ناکارآمد بودند با این‌که رییس‌شان عوض شده است. این‌ها چهره‌هایی بودند که خودشان را در حد ریاست جمهوری می‌دانستند و بعضا نامزد هم شدند. بالاخره ما در جامعه‌مان دو گرایش سیاسی داریم و یک جمعیت خاموش که متاسفانه جمعیتش روز به روز در حال افزایش است و هیچکدام از گرایش‌های سیاسی موجود به طور کامل آن‌ها را نمایندگی نمی‌کنند. با توجه به قدرت، سوابق و پایگاه دو جریان سیاسی در جامعه هستند، زمانی کشور می‌تواند مشکلاتش را حل کند که به نوعی هر دو جریان سیاسی درگیر امور شده و مسئولیت داشته باشند. جالب آن‌که وقتی مثلا اصلاح‌طلبان حذف می‌شوند، در میان خود اصولگرایان اختلاف به وجود می‌آید. اینطور نیست که چون یک جناح حاکم است هیچ اختلافی اتفاق نیفتد. من از این طرف هم بگویم که اگر کل کشور را به دست اصلاح‌طلبان بدهند، مطمئن باشید ما هم مثل آن‌ها دو سه شاخه خواهیم شد. این واقعیتی است که با «حذف» مشکلی حل نمی‌شود. باید تلاش کنیم همه در صحنه باشند و از توان آن‌ها استفاده شود. در عین حال فراموش نکنیم وقتی که مردم شرایط دوره اصلاحات را با وضعیت کنونی مقایسه می‌کنند به این نتیجه می‌رسند که اگرچه آقای خاتمی هر 9 روز یک بار با بحران مواجه می‌شد، اما خیلی بهتر توانسته بود مشکلات کشور را حل کند، تا آقای احمدی‌نژاد و کل اصولگرایانی که همه ارکان حکومت در اختیارشان است و هیچکس بحرانی برایشان ایجاد نمی‌کند، اما خود با عملکرد خودشان برای کشور مشکل ایجاد کرده‌اند.

...


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

برخي دوم خردادي‌ها منافقانه رفتار مي‌كنند

مهدي زرين‌نام، مصطفي حسيني: حزب موتلفه اسلامي با حدود 45 سال سابقه فعاليت حزبي در كشور به عنوان اولين تشكيلاتي به شمار مي‌رود كه به صورت منسجم در تمام استان‌هاي كشور نمايندگي‌هاي خود را شكل داد. موتلفه اسلامي در ميان تشكل‌هاي اصولگرا از وزن بيشتري برخوردار است به طوري كه ابراز نظر از سوي مسئولان اين حزب مي‌تواند به شكل‌گيري جريانات سياسي دامن زده و يا حمايت جمعي از اصولگرايان را به دنبال داشته باشد. هيات موسس اين حزب هدف خود را شكل گرفتن جامعه نمونه اسلامي عنوان كرده و بارها بر عدم سهم‌خواهي در دولت و يا مجلس شوراي اسلامي تاكيد كرده‌اند. با قرار گرفتن در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري كشور نيز موتلفه اسلامي با تشكيل جلسات و رايزني با جمع اصولگرايان با هدف تجميع نظرات و رسيدن به نامزدي واحد فعاليت خود را آغاز كرده است.

پس از گذراندن مراحل معمول مصاحبه توانستيم ساعتي را در ساختمان مركزي اين حزب در خيابان خردمند با محمدنبي حبيبي به گفتگو درباره استرات‍ژي اصولگرايان در انتخابات سال 88 و فراز و نشيب‌هاي اصلاح‌طلبان در سال‌هاي اخير بنشينيم. حبيبي پيشنهادهايي براي اصولگرايان داشت و البته هشدارهايي خطاب به عقلاي اصلاح‌طلب.

تحليل شما به عنوان دبير كل حزب موتلفه اسلامي از آرايش سياسي كشور پس از مشخص شدن حضور خاتمي و كروبي از اردوگاه اصلاح‌طلبان در انتخابات دهم رياست جمهوري چيست؟

به اعتقاد من، آرايش سياسي جناح‌ها در كشور تغيير مي‌كند، به‌طوري كه در گذشته احتمال چند قطبي بودن انتخابات دهم رياست جمهوري را مي‌داديم و اين در صورتي بود كه از سوي اصلاح‌طلبان نامزدهاي متعدد حضور مي‌يافتند و از طيف اصولگرا نيز به همين شكل، امكان حضور چند كانديد مستقل هم دور از ذهن نيست. با اين وجود اگر حضور آقاي خاتمي در اين انتخابات قطعي باشد پيش‌بيني اين است كه احتمال دو قطبي شدن انتخابات به صورتي كه يك قطب اصولگرايان و يك قطب را اصلاح‌طلبان تشكيل دهند بيشتر است.

با توجه به اين‌كه حزب موتلفه از سابقه بيش از 40 سال كار حزبي و تشكيلاتي برخوردار است، در استان‌هاي مختلف كشور دفاتر و نمايندگي‌هايي دارد و با مردم ارتباط برقرار مي‌كند، گفتمان غالبي را كه در جامعه براي انتخابات رياست جمهوري پيش‌بيني مي‌كند كدام است؟

اصولگرايي با تمام فراز و نشيب‌هايي كه داشته و خواهد داشت به عنوان گفتمان غالب جامعه در انتخابات آينده خواهد بود.

با توجه به اين‌كه حزب موتلفه در اردوگاه اصولگرايان سنتي دسته‌بندي مي‌شود بفرماييد خط قرمز شما در انتخابات دهم رياست جمهوري كجاست؟

بنده يك‌بار عرض كرده‌ام كه رئيس‌جمهور شدن يك دوم خردادي به عنوان خط قرمز اصولگرايان است زيرا اگر بقيه اصولگرايان هم اين را بر زبان نياورند اما اعتقادي جز اين هم ندارند. به طور حتم در ميان اصلاح‌طلبان نيز خط قرمز رئيس‌جمهور شدن يك فرد اصولگرا است با اين حال شايد به صراحت اعلام شود. در هر صورت اگر بگوييم كه تمام تلاش خود را صرف رئيس‌جمهور شدن يك اصولگرا خواهيم كرد نيز همان معني را به ذهن برساند بنابراين با رعايت همه موازين اخلاقي و قانوني اين هدف را دنبال مي‌كنيم.

...


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

بیش از آن چه فکر کنید خود شیفتهام

مانا کیانی: حامد بهداد نقش‌های متفاوتی در كارنامه‌اش به ثبت رسانده است. او اهل ریسک و تجربه است و از بازی در نقش‌های عجیب و غریب ابایی ندارد.

او با حضور در "هر شب تنهایی" ، "موج سوم" ، "شبانه‌روز" و "دلخون" در بيست و هفتمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، چهار فیلمی بود. چهار اثری که به دلیل رویکرد متفاوت این بازیگر، ديپلم افتخار براي نقش آفريني در فيلم "دل خون" را برایش به ارمغان آورد.

بهدادی که ما می‌شناسیم بازیگر است، موسیقی می‌داند، می‌خواند و در زمستان 87 اولین نمایشگاه عکس خود را برپا کرد تا تجربه‌هایش را در این عرصه با طرفدارانش قسمت کند. این نمایشگاه شامل عکس‌هایی از هنرمندان بود. در همین راستا با او به مصاحبه نشستیم و نظراتش را درباره عکاسی جویا شدیم.

گالری شیرین، ساعت 4 بعداز ظهر. هرچه بیشتر می‌گذشت بر تعداد کسانی که برای بازدید از نمایشگاه عکس‌های حامد بهداد آمده بودند، افزوده می‌شد. اما همچنان از حامد بهداد خبری نبود. ساعت از 6 گذشته بود که همهمه‌ای در طبقه پایین به پا شد. حامد بهداد در میان مشتاقانی که شاید تنها به شوق دیدار او آمده بودند، با لبخندی از سر رضایت به طبقه بالا آمد. بیش از 200 نفر برای گرفتن امضا از حامد بهداد صف بسته بودند. انتهای این صف بلند به خبرنگاری ختم می‌شد که برای گپ و گفتی با حامد بهداد آمده بود. ساعت از 8 گذشته بود که مصاحبه آغاز شد.  

این اولین تجربه عکاسی شماست؟

بله. البته 10 سال است که عکس می‌گیرم ولی این اولین نمایشگاهی است که برگزار کردم.

در این 10 سال فقط پرتره کار کردید و یا به سراغ سوژه‌های دیگری هم رفتید؟

از آدم‌ها، از دوستانم.

چرا فقط پرتره؟

برای این‌که آدم‌ موضوع جالب و خوشگلی است.

پس به خاطر همین خوشگلی است که اولین عکس این نمایشگاه، با پرتره‌ای از شما شروع می‌شود؟

آن عکس را که من نگرفتم.

ولی نمایشگاه با پرتره‌ای از شما شروع می‌شود.

بهتر.

پس خودشیفته‌ای؟

مثل همیشه!

واقعا؟

بیشتر از آن‌چه فکرش را بکنی.

خودت را یک عکاس حرفه‌ای می‌دانی؟

نه. معلومه که نه. ادعای عکاسی ندارم. فقط عکس گرفتم چون دلم خواست، همین.

...


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

یوزپلنگانی که با من دویدند

در سراسر دنیا شهرها و کشورهایی وجود دارند که علاوه بر طبیعت زیبا، در آنها ناظر قدرت انسان در ساخت آسمان خراش‌های عظیم، ابزار، ماشین و غیره خواهید بود. ولی کشوری که می‌خواهم از تجربه سفر به آن برایتان بگویم برای من مفهوم دیگری از یک کشور آفریقایی داشت. من در سفر کوتاهی که به این کشور داشتم به چنان تجربه ای دست یافتم که جز قدرت خالق هستی از هیچ چیز دیگری خبر نمی داد. در این نوشته سعی کرده ام  به ترتیب روزهایی که در این کشور بودم به تشریح این کشور زیبای آفریقایی بپردازم. پس ابتدا از ژوهانسبورگ شروع می کنم.

 ژوهانسبورگ:

ژوهانسبورگ مرکز آفریقای جنوبی است. با ناحیه ای وسیع و طبیعتی که تمام رنگ های دنیا را یک جا در خود جمع کرده است. شهری با ترکیبی از معماری مدرن و کهن آفریقایی. در این شهر اکثر هتل‌ها و خانه های شیک و زیبای آن در حومه واقع شده اند. این اتفاق به این خاطر است که ژوهانسبورگ شهری ناامن، تعریف شده است که داخل آن تنها سیاه پوستان حق اقامت دارند. کلیه رنگین پوستان و سفیدها و توریست‌ها در حومه شهر ساکنند. حومه این شهر تماما به صورت تپه ماهور است و فضای سبز بسیار انبوه و اتوبان‌های چندطبقه و اتومبیل‌های بسیار تمیز و مدل بالا  آن را در تصرف خود دارد. خانه‌ها عموما به صورت تک طبقه و ویلایی ساخته شده و مجموعه‌ای از کلیه رستوران‌های بین المللی با نام نلسون ماندلا، در آن جا واقع شده‌اند، که همه حکایت از وضع مالی بسیار خوب ساکنین این حومه شهر دارد. توصیه می‌کنم اگر گذرتان به این کشور افتاد هرگز چشیدن طعم واقعی غذاهای کشو‌رهای مختلف را در رستوران‌های ماندلا از دست ندهید.

  گلد ریف سیتی:

معدن طلای «گلد ریف سیتی» نیز در حومه ژوهانسبورگ واقع شده است. تا 3 سال پیش، همچنان از این معدن  طلا استخراج می شد اما حالا پس از پایان منابع آن، به عنوان یک مرکز توریستی مورد بهره برداری قرار گرفته است. «گلد ریف سیتی» مانند یک شهرک سرگرمی و بازی طراحی شده و امکانات مختلفی دارد: وسایل بازی کودکان، باغ وحش، محل اجرای رقص بومی، مغازه‌های صنایع دستی، رستوران و از همه مهمتر معدن و مراحل استخراج طلا و سپس ساخت شمش طلا.

برای بازدید از معدن طلا ابتدا باید به یک کلاه ایمنی و چراغ قوه مجهز شوید. بعد که توسط یک آسانسور بزرگ به عمق 260 متری زیر زمین رفتید، تازه معنی مرگ و زندگی را یک جا تجربه می کنید. فضای درون معدن، به همان صورت گذشته حفظ شده است. حتی ابزارآلات و وسایل و نقشه‌های گذشته نیز در آن به چشم می خورد. درون غار را با یک صدای 3 بعدی که شامل چک‌چک قطرات آب و کوبیدن تیشه به سنگ وریزش سنگ‌ها است تا حد امکان، به صورت معدن فعال شبیه سازی کرده اند. در گوشه کنار آن هم مجسمه‌های کارگران در حال کار دیده میشوند. در این مکان هوا خنک و رطوبت بالاست و روی دیوار و سنگ‌ها محل رگه‌های طلا با رنگ قرمز نشانه گذاری شده است. از آنجایی که خطر طغیان آب هم وجود دارد، با پمپ‌های آب در هر یک ساعت، چهارهزار لیتر آب را از معدن خارج می‌کنند. در جای‌جای معدن تیرک‌های چوبی و بعضا آهنی به عنوان «شمع» برای نگهداری سقف و دیواره‌ها تعبیه شده است . برای ایمنی بیشتر در صورت قطع برق و آسانسور پله‌های اضطراری وجود دارد که البته شامل هزاران پله است. راهنمای تور توضیح می دهد که از هر یک تن سنگ طلا تنها 4 گرم طلای خالص بدست می‌آید که همین موضوع نشان دهنده علت گرانی آن است. بعد از کانادا و استرالیا، آفریقای جنوبی سومین کشور تولید کننده طلا در جهان است.

 پس از بازدید از معدن به محلی راهنمایی می شویم که مراحل استخراج، ذوب و ساخت شمش طلا را به ما نشان می دهد. کوره ذوب 1300 درجه سانتیگراد حرارت دارد تا طلا در آن ذوب شود.

در خروجی غار، به سمت مراکز خرید و صنایع دستی باز می شود. مجسمه ها، ظروف و قاب‌های چوبی، سنگی، مسی انواع حشرات قاب گرفته شده، گردن بند و دستبندهای بدل بسیار زیبا، سنگ‌های نیمه قیمتی و ظروف حصیری، ناخودآگاه تو را برای یک خرید حسابی وسوسه می کنند. با خروج از مرکز خرید، یک گروه رقص بومی با لباس‌های شاد و زیبای محلی با سازهای کوبه‌ای و بسیار مهیج با یک رقص اصیل آفریقایی از مهمانان پذیرایی می کنند و در آخر نیز با تک‌تک توریست‌ها با روی گشاده عکس‌ یادگاری می‌گیرند...


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

همسفرت را قبل از سفر بشناس

محمدرضا یزدان پرست: محمدعلي اينانلو به گفته خودش بيشتر از دو ميليون كيلومتر سفر رفته؛ البته با رفقاي همراه. اگر «نيمه‌ راهي» هم به تورش خورده، سعي كرده از او «رفيق راه» بسازد. با هم از سفر صحبت مي‌كنيم كه مي‌خوانيد و از سفرنامه كه بماند تا بعد؛ قصه‌اي كه اينانلو در پي نوشتن آن است و همين‌قدر بگويم كه با شنيدن كلياتش به جذابيت آن پي مي‌برم. بيشتر از يك‌هزار ساعت برنامه ساخته و هنوز هم با انرژي همه فعاليت‌هايش را ادامه مي‌دهد. تنها شكار است كه سه، چهار سالي است كه كم‌تر به آن مي‌پردازد. در «بسيار سفر بايد/ تا پخته شود خامي» هيچ‌كس نگفته «بسيار» چقدر است. همين بس كه بدانيم با شنيدن خاطرات اهالي سفر هم مي‌شود سفر رفت و تجربه آموخت و پخته شد. اينانلو هم يكي از همين «اهالي سفر» است؛ سفر زاده‌اي از ايل شاهسون و مرد جا افتاده‌اي كه صدا و هيات ظاهري‌اش هم مثل طبيعت ايران جذاب است. گفت و گو با او را به كساني كه نوروز را با طبيعت‌گردي همراه مي‌كنند، تقديم مي‌كنيم.

از اولين سفر شروع مي‌كنيم يا از آخرين سفر؟

از هرجا كه تو بگويي...

اولين سفر...

خيلي كوچك بودم. اصلا يادم نيست. از شكم مادر به اين دنيا. ما در ايل زندگي مي‌كرديم و مرتب در كوچ بوديم؛ ايل شاهسون. به همين خاطر سفر هميشه همراه ما بوده. تولد اتفاق خوشايندي بود ولي اتفاق بزرگي نبود.

پس اولين سفري كه يادتان مي‌آيد...

ما دو تا رفيق بوديم؛ من و حسن شيدا. در تلويزيون كار مي‌كرد. شاعر هم بود. از كلاس ششم، هفتم سفر را با هم شروع كرديم. اولين سفر با هم رفتيم بابلسر. تا آن موقع دريا را نديده بودم. با اتوبوس رفتيم. دوتايي روي هم 30 تومان پول داشتيم؛ 46، 47 سال پيش...

حالا واقعا جيب پر در سفر خيلي مهم است؟

(مي‌خندد) جيب پر همه جا مهم است. در سفر هم مهم است چون به آدم امكانات مي‌دهد، اما پول در سفر، نقش اول را بازي نمي‌كند. نقش اول را اطلاعات بازي مي‌كند؛ كجا مي‌روي؟ از چه راهي؟ چند روز مي‌تواني بماني؟ كجاها مي‌تواني بگردي؟ چي همراه ببري؟ همين اطلاعات تاثيرگذارترين عامل در صنعت توريسم است. مثلا از اتريش به شما زنگ مي‌زنند - به عنوان يك آژانس مسافرتي - و مي‌گويند ما مي‌خواهيم بياييم سفر. بايد اطلاعات بگيري و اطلاعات بدهي. چند نفر هستيد؟ چه جنسيتي داريد؟ تحصيلات گروه چيست؟ در چه گروه سني هستيد؟ و ... با اين اطلاعات مي‌تواني بهترين پيشنهادها را بدهي. مثلا اگر ميانگين سني گروه 60 سال است، نمي‌تواني ببري قله دماوند. كما اين‌كه اين اطلاعات چندي پيش غلط رد و بدل شد و در قله دماوند، يكي، دو توريست فوت كردند. وقتي اطلاعات گرفتي بايد به عنوان يك ليدر اطلاعات به گروه بدهي. مثلا اگر مرداد ماه خواستند بروند كوير لوت، بايد پيشنهاد بدهي كه فصل مناسب كويرگردي و كويرپيمايي چه موقعي است. همين‌طور بايد راجع به لوازم سفر، گروه را راهنمايي كني كه مثلا «كت پرقو» را براي كوير نپوشند. لوازم ضروري بياورند و لوازم اضافي نداشته باشند.

...


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
»
» به قلم مدیر مسئول
» گفت‌وگو با محدباقر قالیباف درباره انتخابات و آینده تهران
» گفت و گو با کارگردان و بازیگری که از مصاحبه گریزان است
» علي دايي در سالگرد سرمربي‌گري تيم‌ملي
» اصلاح‌طلبان و انتخابات 88 در گفت‌وگو با سیدمصطفی تاج‌زاده
» انتخابات 88 در گفتگو با دبير كل حزب موتلفه اسلامي
» در گفت و گو با حامد بهداد
» سفرنامه مهناز افشار به آفریقای جنوبی
» زير و بم سفر از زبان محمدعلي اينانلو
»
» به قلم مدیر مسئول
» انتخابات 88 و بداخلاقی های انتخاباتی در گفت و گو با امیر محبیان
» 12 اتفاق مهم در 12 روز جشنواره
» هرج و مرج خودش را دوباره به آنتن رساند
» گفت و گو با مجید انتظامی درباره اولین اجرای سمفونی انقلاب
» شقایق فراهانی از سفرش به استرالیا می‌گوید
» به راه و رسم های این گونه تن نده
» گفتگو با احسان قائم‌مقامي
» گفت و گو با النا تتارینکو راكت به دست همه فن حريف اكرايني در تيم دانشگاه آزاد
»
» به قلم مدیر مسئول
» دهه چهارم انقلاب در گفت­وگو با دکتر علیرضا بهشتی
» داوران جشنواره فیلم فجر چگونه انتخاب می شوند
» روایت امیر شهاب رضویان از داوری در جشنواره فیلم فجر
» حاشیه‌نویسی بر جلسات اخیر دولت و شهرداری پایتخت
» DVD فقط 1000 تومان
» کپی رایت در مطبوعات
» نگاهي به اسكار گردشگري 2008
» گفت و گو با کتایون خسرویار فوتبالیست ایرانی الاصل آمریکایی

mashghe2008

شورای نویسندگان

mashghe2008

http://mashghe2008.blogfa.com

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

مدیر مسئول: دکتر امیر رضا خادم
سردبیر: مینا اکبری
دبیر اجرایی: مجید کریمی
دبیر هماهنگی تحریریه: علی اناری



تحریریه:
مجله خبری: خسرو نقیبی، محبوبه افتخاری
ادب هنر: سمیه قاضی زاده، حسین ذوقی، حافظ روحانی، تینا امرالهی، نگار مفید، نازنین متین نیا
جامعه و گردشگری: مسعود میر، میثم قاسمی، بنیامین صدر، احسان محرابی، ایمان مهدی زاده، ابوذر منصوری، امید ایرانمهر
ورزش: مهدی امیرپور، پویان امیری، محمود مولایی، مرتضی رضایی
بخش آخر: امیر جدیدی، علی رنجی پور، آمیتیس امیرشاهی

عکس: حجت سپهوند

مدیر هنری: محمد رضا ساختمانگر

حروف نگار: نفیسه ناصرنیا

امور اداری: زهره دیدگاه

امور مشترکین: مهرداد یوسف شاهی

نشانی: بلوار کشاورز، روبروی بیمارستان ساسان
پلاک 108، طبقه هفتم

تلفن: 18- 88991214



گزیده ای از مطالب مشق آفتاب در حوزهای فرهنگی اجتماعی ورزشی و گردشگری

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog